پله پله تا ملاقات خدا

شمس

در واقع قول او و درد او و آنچه او می خواست طالبان حق را متوجه آن سازد نفی خودی بود.وی از مولانا فقط نفی آنچه عقل را در مقابل قلب به مقاومت وا میدارد و در جستجوی حق به رد و قبول عام و اعتقاد یا سوظن خلق بیش از عشق حق پایبند می دارد مطالبه می کرد.به اعتقاد او تا وقتی انسان از خودی خود بیرون نمی آمد سالک راه حق محسوب نمی شد.و مجرد دعوی و قیل و قال اصحاب طامات مادام که آن ها از تعلقات و قیود بیرون  نیامده بودند موجب نیل به حق نمی شد.

/ 0 نظر / 20 بازدید