به یادش و به یاریش

برگرفته از کتاب ۴۰ نامه به همسرم...نادر ابراهیمی

عزیز من!

گهگاه٬در لحظه های پریشان حالی٬می اندیشم که چه چیز ممکن است عشق را به کینه٬دوست داشتن را به بیزاری٬ و محبت را به نفرت تبدیل کند...

راستش٬اگر پای شخصیت های داستانهایم در میان باشد٬امکاناتی برای چنین تبدیل های مصیبت باری به دهنم می آید.

ـگرچه هنوز٬هیچ یک از آن ها را رغبت نکرده ام که باور کنم و به کار بگیرم...

اما٬زمانی که این پرسش٬مستقیما٬در باب رابطه ی من و تو به میان بیاید٬ اطمینان خدشه ناپذیری دارم به اینکه هرگز چنین واقعه منهدم کننده  یی پیش نخواهد آمد.هرگز.                   بارها و بارها اندیشیدهام:چه چیز ممکن است محبت مرا به تو ٬حتی٬ مختصری تقلیل بدهد؟چه چیز ممکن است؟

نه...به همه مسائلی که شاید به فکر تو هم رسیده باشد٬ فکر کرده ام٬ولی واقعا قابل قبول نیست.

اعتماد به نفسی به وسعت تمام آسمان داشته باش٬چرا که ارادت من به تو ارادتی مصرفی نیست.و به وسعت تمامی آسمان است.

قول می دهم:

در جهان٬قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند٬و این نشان میدهد که جهان ٬ با همه عظمتش٬ در برابر قدرت عشق٬چقدر حقیر است و نا توان.

ای عزیز!

من نیز همچون تو در باب انهدام عشق٬ داستان های بسیار خوانده ام و شنیده ام٬اما گمان می کنم یعنی اعتقاد دارم  که علت همه ی این ویرانی های تاسف بار٬صرفا سست بودن اساس بنا بوده است٬و بیش از این ٬ حتی حقیقی نبودن بنا... 

عزیز من!

خوشبختی٬ نامه ای نیست که یک روز نامه رسانی٬ زنگ در خانه ات را بزند وآن را به دست های منتظر تو بسپارد. خوشبختی٬ساختن عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...به همین سادگی٬بهخدا به همین سادگی٬اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...

خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز٬ لوازم و شرایط٬ اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود نیز درمانده در شناختنش شویم...

خوشبختی ٬همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است....

یا حق....

پینوشت:این کتاب را نادر ابرهیمی بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک با همسرش نوشته...

چقدر قشنگه که همواره عاشق باشیم....

یلدا مبارک...

/ 0 نظر / 32 بازدید